_

 
       

 

 
       

 صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان (چاپ واشینگتن دی. سی )

 
           
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
       

 

 
 

 

 

 

 
 

هفته نامه‌‌ی ایرانیان جمعه ها  منتشر می شود

   

  شماره‌ی ۶۹۸ ـ جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳

  No. 698 - Friday 15 August 2014

 
 

 

 

 
 

 تارنمای صمصام کشفی

       

 

تماس با صفحه‌‌ی شعر

 



فروغ فرخ‌زاد

[۱۳۴۵ ـ ۱۳۱۳ خورشیدی / ۱۹۶۷ ـ  ۱۹۳۴ میلادی]

دو شعر

 

۱

 جمعه

 

جمعه‌ی ساکت

جمعه‌ی متروک

جمعه‌ی چون کوچه های کهنه، غم انگيز

جمعه‌ی انديشه های تنبل بيمار

جمعه‌ی خميازه های موذی‌ی کشدار

جمعه‌ی بی انتظار

جمعه‌ی تسليم

 

خانه‌ی خالی

خانه‌ی دلگير

خانه‌ی در بسته بر هجوم جوانی

خانه‌ی تاريکی و تصور خورشيد

خانه‌ی تنهایی و تفأل و ترديد

خانه‌ی پرده، کتاب، گنجه، تصاوير

 

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت

زندهگی‌ی من چو جويبار غريبی

در دل اين جمعه‌های ساکت متروک

در دل اين خانه‌های خالی‌ی دلگير

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت  . . .

 

۲

شعر سفر

 

همه شب با دلم کسی می‌گوید

سخت آشفته‌یی زديدارش

صبحدم با ستارهگان سپید

می رود، می رود، نگهدارش

 

من به بوی تو رفته از دنیا

بی خبر از فریب فرداها

روی مژگان نازکم می ریخت

چشم‌های تو چون غبار طلا

تنم از حس  دست‌های تو داغ

گیسویم در تنفس تو رها

می شکفتم ز عشق و می گفتم

هر که دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد آزارش

برود، چشم من به دنبال‌اش

برود، عشق من نگهدارش

 

آه، اکنون تو رفته‌ای و غروب

سایه می‌گسترد به سینه‌ی راه

نرم نرمک خدای تیره‌ی غم

می نهد پا به معبد نگه‌ام

می نویسد به روی هر دیوار

آیه هایی همه سیاه سیاه

 
















     پوزش :
    در شماره ی پیش نام خانم منصوره اشرافی از روی اشتباه منصوره اشرفی تایپ شده بود. با پوزش از شاعر گرامی خانم اشرافی






فرامرز سلیمانی

سه شعر

 

۱

آبشارى از مه مى‌ريزد بر سر باغ
كاج سرك مى‌كشد
بر آبشارى از مه
كه مى‌ريزد بر سر باغ
و كوچه باغ
در هجوم شب تاب
سرشار شرار مى‌شود
دستى عاشق كه بر شب مى‌كشى
تأويل متن شبانه مى‌شود
بر آسمان عريان

 

۲

نيامدى
و آمدي
و لحظه
پيش پاى تو
فقط يك لحظه بود
كه مى آمدى . . .
و نمى آمدى
در لحظه ى ابدي

 ۳

در لحظه‌يى ابدى
يك لحظه است و
همه لحظه‌هاى عالم است
آغاز عشق
كه آغاز لحظه‌هاى عالم است
به يك لحظه
گل أبديت را در گلدان آب مى‌دهم
و باغ
در ابديتى سپيد جارى مى شود
در لحظه‌يى ابدى


 

مهناز طالبی طاری

سه شعر

 

۱ ) تبعید

 

چشم اندازی  بی باور

چشم  می‌گشاید

می‌گریزد لرزان امید

از زندان سرنوشت

 

دخترکی با چشمانی آشنا   ــ  زبانی غریب

تاقت در دوگانهگی‌ی حس‌اش تاب  می‌شود

 

تبعید  کنایه‌ییست  در زیبایی‌ی‌ مادر

بطالتی در خاطرات پدر

 

 

۲) شب

 

چون دردی

که می‌‌گریزد

در نام‌‌ها

گُم می‌‌شوی

در سکوتِ اشیاء

شب

روشن‌‌تر از آن است

که دیده شود

 

۹ فوریه ۲۰۱۱

 

۳ ) سکوت  ۱

 

شب

شامه‌ی دریده‌ی گُرگ

بهارِ هار

شکوفه‌های شکافته

 

واژه‌های کوچکِ سکوت

پناهِ اَمنِ زبان

آهِ واژگون

چاهِ دهان

۶ آوریل ۲۰۱۱

           
       

بالای صفحه

 
       

   qبرای دیدن بخش صُحبَتِ گُل (نمونه‌هایی از شعر کلاسیک پارسی) این جا را کلیک کنید   q

 
         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         
       

صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان

 ( بخش دوم، شعر کهن )

 

 
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
           
       

  شماره‌ی ۶۹۸ ـ جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳

  No. 698 - Friday 15 August 2014

 
 

در گلستانه

   

صُحبَتِ گُل

 
       

 

 نمونه‌هایی از سروده‌های شاعران سده‌ی چهارم و پنجم قمری / دهم  و یازدهم میلادی

 

 هفته نامه‌‌ی ایرانیان

(چاپ واشینگتن دی. سی)

جمعه ها  منتشر می شود




عماره‌ی مروزی

ابومنصور عماره‌ی مروزی

[پایانه سده‌‌ی چهارم تا آغازه‌ی پنجم قمری / دهم میلادی]

 

 

روزی قوالی در خدمت بوسعید ( ابوسعید ابی الخیر) این بیت بر می‌گفت:

اندر غزل خویش نهان خواهم گشت
تا بر لب تو بوسه دهم چون‌˙ش بخوانی

شیخ پرسید: این بیت که راست ( از کیست  

گفت : عماره گفته است.

شیخ برخاست و با جماعت صوفیان به زیارت خاک عماره شد.

لباب الالباب

 

 

۱

بنفشه داد مرا لعبت بنفشه قبای

بنفشه بوی شد از بوی آن بنفشه سرای

بنفشه هست و نبید بنفشه بوی خوریم

بیاد همت محمود شاه بار خدای .

۲

سوگند خورم کـ از تو برد حورا خوبی

خوبی‌ت عیان است چرا باید سوگند

جای کمرت شعر عماره است همانا

کـ از یافتن اش خیره شود و هم خردمند

 

۳

نبود ایچ مرا با بُتَم عتیب۱

مرابی گنهی کرد شیب‌شیب۲

ندارد بر آن زلف مشک بوی

ندارد بَرِ آن روی لاله زیب .

چنان تافته برگشتم از غمان

که گشتم از غم و اندیشه ناشکیب

 

۴

جهان ز برف اگر چند گاه سیمین بود

زمرد آمد و بگرفت جای توده‌ی سیم

بهارخانه‌ی کشمیریان به‌وقت بهار

به‌باغ کرده همه نقش خویشتن تسلیم

بدور باد همه روی آبگیر نگر

پشیزه ساخته بر شکل پشت ماهی‌ی شیم۳ .

 

۵

با چنگ سغدیانه و با بالغ۴ شراب

آمد به‌خان چاکر خود خواجه باصواب .

آتش ندیدی با آب ممتزج

اینک نگاه کن تو بدین جام و این شراب

جام بلور و لعل می‌ی صاف اندر او

گویی که آتشی ست برآمیخته به آب .


۶

آن می به‌دست آن بت سیمینه تن نگر

گویی که آفتاب بپیوست با قمر

تا برنهاد زلفک شوریده را به‌خط

اندرفتاد گِرد همه شهر شور و شر

و آن ساغری که سایه فکنده ست می در او

برگ گل سپید است گویی به‌لاله بر

 

۷

غره مشو بدان‌که جهان‌ات عزیز کرد

ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار

مار است این جهان وجهان‌جوی مارگیر

وز مارگیر مار برآرد همی دمار.

 

۸

بر روی او شعاع می از رطل برفتاد

روی لطیف و نازکش از نازکی بخست

می چون میان سیمین دندان او رسید

گویی کران ماه به‌‌پروین درون نشست .

 

۹

شاخ بید سبز گشته روز باد

چون یکی مست نوان۵ سرنگون

لاله برگ لعل بنگر بامداد

چون سرشمشیر آلوده بخون .

 

۱۰

از خون او چو روی زمین لعل‌فام شد

روی وفا سیه شد و چهر امید زرد

تیغ‌اش بخواست خورد همی خون مرگ را

مرگ از نهیب خویش مر آن شاه را بخورد

 

۱۱

 از کف شاه‌ نور بود بر جبین خور

جودش مرا سهیل نموده‌ست بر جبین

گر بر کران دجله کسی نام او برد

آب انگبین شود گِل ، گُلِ انگبین

 

۱۲

نوروز و گل و نبیذ چون زنگ

ما شاد و به سبزه کرده آهنگ

خوشه چون عِقْدِ درّ و برگ چو زر

باده همچون عقیق و آب چو زنگ

 

 

۱. عتیب: عتاب             

۲. شیب‌شیب: آشفته

۳. شیم: نوعی ماهی فلس‌دار که در پشت نقطه‌های سیاه دارد

۴. بالغ: قدح

۵. نوان: جنبان، تلو تلو خوران

 




         
       

بالای صفحه