_

 
       

 

 
       

 صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان (چاپ واشینگتن دی. سی )

 
           
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
       

 

 
 

 

 

 

 
 

هفته نامه‌‌ی ایرانیان جمعه ها  منتشر می شود

   

  شماره‌ی ۵۸۳ ـ ۱۲ خرداد ۱۳۹۱

  No. 583 - Friday 1 June 2012

 
 

 

 

 
 

   

 

 
 

 تارنمای صمصام کشفی


تماس با صفحه‌‌ی شعر



لینک ها



پادکسـتِ سـُرایه


   

 

سهراب سپهری

[۱۳۵۹ ـ ۱۳۰۷ خورشیدی /   ۱۹۸۰ ـ  ۱۹۲۸ میلادی]

دوشعر

 

 

۱) پرچين راز

 

بي‌راههها رفتي، برده‌ی گام، رهگذر راهي از من تا بيانجام ، مسافر ميانِ سنگيني‌ی پلك و جوي سحر!

در باغ ناتمام تو، اي كودك ! شاخسار زمرد تنها نبود، بر زمينه‌ی هولي ميدرخشيد.

در دامنه‌ی لالايي، به چشمه‌ی وحشت ميرفتي، بازوان‌ات دو ساحل ناهمرنگ شمشير و نوازش بود.

فريب را خنديدهاي ، نه لب‌◦خند را، ناشناسي را زيستهاي، نه زيست را.

و آن روز،  و آن لحظه ، از خود گريختي، سر به بيابان يك درخت نهادي،  به بالش يك وهم.

در پي‌ی چه بودي، آن هنگام، در راهي از من تا گوشهگير ساكت آيينه، در گذري از ميوه تا اضطراب رسيدن؟

ورطه‌ی عطر را بر گل گستردي، گل را شب كردي، در شب گل تنها ماندي، گريستي.

هميشه- بهار غم را آب دادي،

فرياد ريشه را در سياهي‌ی فضا روشن كردي، بر تب شكوفه شبيخون زدي، باغبان هول انگيز!

و چه از اين گوياتر، خوشه‌ی شك پروردي.

و آن شب ، آن تيره شب، در زمين بستر بذر گريز افشاندي .

و بالين آغاز سفر بود ، پايان سفر بود، دري به فرود، روزنه‌یي به اوج.

گريستي، من بيخبر، برهر جهش در هر آمد، هر رفت.

وايمن ، كودك تو، در شب صخرهها، از  گود نيلي بالا چه ميخواست؟

چشم انداز حيرت شده بود، پهنه‌ی انتظار، ربوده راز گرفته‌ی نور.

و تو تنهاترين من بودي.

وتونزديك‌ترينمن بودي.

وتو رساترين من بودي، ايمن سحرگاهي، پنجره‌یی برخيره‌گي دنياها سرانگيز!

 

 

۲) تارا

 

از تارم فرود آمدم ، كنار بركه رسيدم.

ستاره‌یي در خواب طلايي ماهيان افتاد. رشته عطري گسست.  آب از سايه‌ی افسوسي پر شد.

موجي غم را به لرزش ني‌ها داد.

غم را از لرزش ني ها چيدم، به تارم بر آمدم، به آيينه رسيدم.

غم از دستم در آيينه رها شد: خواب آيينه شكست.

از تارم فرود آمدم ، ميان بركه و آيينه ، گويا گريستم.

 

بیژن جلالی

[۱۳۷۸ ـ ۱۳۰۶ خورشیدی / ۱۹۹۹ ـ  ۱۹۲۷]

سه شعر

 

۱

در نظر من مرگ است

ایستاده یا نشسته

یا راه می رود

و من نگاه خود را

به سوی شعر بر می گردانم

و شعر را می بینم

ایستاده یا نشسته

یا راه می رود

چون مرگ

 

۲

سرم را بر آستانه‌ی سنگ

می گذارم

و لبم را بر لب آب

و دست در دست باد

می روم

برای سوختن در جایی

که نمی دانم

 

۳

بلقیس آبگینه را

آب پنداشت

و خواست به درون آب رود

ولی آب ها

به آبگینه بازش

دادند


 

پوپک مجابی

لبالب

 

تویی که پُری وُ

لبالب از برق شب

در تاریکی‌ی مهلکِ پیچ‌ها

تویی که دور می‌شوی

لغزان در انحنای نرم دایره

و باز می‌گردی

به گاهِ یأس

با درخششی دیگر

در لباس‌های تازه

و رنگ‌های نوتر

پیج و تابی شگرف

میان خواسته و ناخواسته.

 

فراموش کردن وُ

پیدا کردن‌ات

دمی پیش از سقوط

و شکوهِ آغاز

در دورانِ بعدی

به دور بعدی

این تویی وُ

تو نیستی

 
           
       

بالای صفحه

 
       

   qبرای دیدن بخش صُحبَتِ گُل (نمونه‌هایی از شعر کلاسیک پارسی) این جا را کلیک کنید   q

 
         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         
       

صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان

 ( بخش دوم، شعر کهن )

 

 
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
           
       

  شماره‌ی ۵۸۳ ـ ۱۲ خرداد ۱۳۹۱

  No. 583 - Friday 1 June 2012

 
 

در گلستانه

   

صُحبَتِ گُل

 
 

 هفته نامه‌‌ی ایرانیان

(چاپ واشینگتن دی. سی)

جمعه ها  منتشر می شود



لینک ها



پادکسـتِ سـُرایه


 

   

 

 

معروفی

ابوعبدالله محمّد معروفی‌ی بلخی

[سده‌ی چهارم قمری / دهم میلادی]

 

دوست با قامت چون سرو به‌ من بر بگذشت

تازه گشتم چو گل و تازه شد آن مهر قديم

مى بر ساعدش‌ از ساتگنى۱ سايه فگند

گفتى از لاله پشيز استى بر ماهى‌ىِ شيم۲

بر گلِ خيرى۳‌ست از غاليه۴ سرتاسر سيم

کشت پـُرکشت، سيه جعد چو عين‌اندرعين

گشت پـُرتاب، سيه زلف چو جيم اندر جيم

مردمان گويند اين عشق سليم است ، آرى

به زبانِ عربى مارگزيده‌ست سليم

من همى خندم جايى كه حديث تو كنند

و اندرونِ دل ، دردى كه هـُوَاللهُ عـَليـم

 

 

۱. ساتگن: قدح و پیاله ٔ شراب خوری

۲. شیم: رودخانه ای که از کوههای دیلمان به جانب گیلان می رود. نام ماهی‌یی که یونس را فروبرده بود نیز شیم بوده است

۳. گل خیری: نوعی از گل است که به نام گل همیشه بهار هم خوانده می‌شود

۴. غالیه: دارویی بسیار خوشبو ، در طب قدیم به کار میرفته ، ترکیبی از مشک و عنبر ، به رنگ سیاه است. این جا اشاره به زلف است.

 


 

وَلوالجی

ابوعبدالله محمد بن صالح ولوالجی

[سده‌ی چهارم قمری / دهم میلادی]

 

۱

سیم دندانک و بس دانَک و خندانک و شوخ

که جهان آنک بر ما لب او زندان کرد

لب او بینی که کسی زیر عقیق

یا میان دو گل اندر، شکری پنهان کرد

 

 

۲

جعد بر سیمین پیشانی‌ش گویی که مگر

لشکر زنگ همی غارت بغداد کند

و آن سیه زلف بر آن عارض گویی که مگر

به پر زاغ کسی آتش را باد کند

 


 

 

لَو◦کَری

ابوالحسن علی ابن محمد غزوانی‌ی لَو◦کَری

[سده‌ی چهارم قمری / دهم میلادی]

 

ز عنبر زره دارد او بر سمن

ز سنبل گره دارد او بر قمر

چو برداشت جوزا سحرگه کمر

بجست و ببست از فلاخن کمر

برون برد از چشم سودای خواب

در آورد در دل هوای سفر

بتابید سخت و بپیچید سست

به گرد کمرگاه دستارِ سر

شتابان بیامد سوی کوهسار

به آهسته‌گی کرد هر سو نظر

بر آورد از آن وهم پیکر میان

یکی زردِ گویای نا جانور

نه بلبل ز بلبل به دستان فزون

نه طوطی ز طوطی سخن‌گوی‌تر

چو دوشیزه‌گان زیر پرده نهان

چو دوشیزه سفته همه روی و بر

بریده سر وپای او بی‌گنه

ز نالیدن‌اش شادمانه بشر

ز بُسّد۱ به زرینه نی در دمید

به اَرسالِ۲ نی داد دم را گذر

به رخ بر زد آن زلف عنبر فروش

به نی بر زد انگشت وقت سحر

همی گفت در نی که ای لوکری

غم خدمت شاه خوردی مخور

 

۱. بُسَّد: بسذ. وسد. مرجان را گویند.

۲. اَرسال . : جمع ِ رَسَل . پاره های چیزی


  

بدیعِ بلخی

ابومحمد بدیع ابن محمد بلخی

[سده‌ی چهارم قمری / دهم میلادی]

 

هوا روی زمین را شد مطّرز۱

به صافی آب دریای به قرمز۲

نفیر ابر فروردی۳ برآورد

ز بانگ مرغِ بانگ رود عاجز

بدان منگر که می منع است می‌خور

لوَقتِ الوَرد شُربُ‌الخمر جایز۴

نگاری باید اکنون خلّخی۵ زاد

به رخساره بتِ چین را مجاهز۶

به میدان نشاط اندر خرامد

نبشته بر قدح هل من مبارز

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

۱. مطرز: نقش و نگار دار

۲.  قرمز: نوعی کرم و رنگ سرخی که از آن گیرند. معنی مصرع روشن نیست

۳. فروردی: فروردین

۴. لوَقتِ الوَرد شُربُ‌الخمر جایز:  به هنگام گل ( موسم بهار) نوشیدن شراب رواست

۵. خلخی: اهل خلخ (شهر بزرگی است در خطای که مشک خوب از آن‌جا آورند و خوبان را بدان‌جا نسبت کنند چه مردمان آن‌جا به زیبایی مشهورند.)

۶. مجاهز: ناجر

 
       

 

 
       

بالای صفحه